مقاله : ترکیب روش های TRIZ با ساير ابزارهای حل خلاق مسئله
تركيب روش های حل ابداعانه مسئله TRIZ با ساير ابزارهای حل مسئله
نوشته : جك هيپل
ترجمه : شهلا كوروند ( عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم خلاقیت شناسی ، نوآوری و TRIZ )
( منبع : فصلنامه علوم خلاقیت شناسی و حل مسئله ابداعی TRIZ )
چکیده
روش حل ابداعانه مسئله TRIZ به عنوان فرايند حل مسئله به ندرت در خلاء مورد استفاده قرار می گيرد يا به يك سازمان وارد می شود . تقريبا هميشه يك ساختاري از ابزارهای اولیه و فرايندهای موجود و در دسترس وجود دارد كه TRIZ به آن وارد می شود. TRIZ مي تواند به عنوان يك جايگزين ، يا در تركيب با كاربردی ترين و قابل استفاده ترين ابزارهای خلاقيت و ابداع كه در دسترس هستند مثل حل خلاق مسئله با طوفان فکری، تكنيك تفكر جانبي، تكنيك كلاه هاي شش گانه،ابزارهای سبك اجتماعی مانند می يرز بريگز يا تكنيك 16 نوع ، وارد يك سازمان شود . بعضي از سازمان ها از ابزارهای ارزيابی سبك تفكر مثل تكنيك KAI كرتون ميخائيل يا تكنيك BCPI نيز استفاده می كنند.
در مقاله خلاصه ای از روش های تركيب تكنيك ها ی حل ابداعانه مسئله TRIZ با اين ابزارها ارائه می گردد.
۱- مقدمه
۲- بررسي كلی كار كردن با ابزارها و فرايندهاي موجود
این شناخته شده است كه TRIZ به طورتلفیقی قابل استفاده با دیگر روش های حل مسئله مانند شش سيگما و QFD مي باشد. اين روش ها كار ضروری تعريف مشكلات مهم و اصلي را كه نياز به هدف گيری ودر نظر گرفته شدن دارند انجام می دهند . TRIZ علاوه براین که قابلیت کاربرد به عنوان ابزار تعريف مسئله را دارد ، ولی بزرگ ترين نقطه قوت و مزيت آن ، توان یافتن راهکارهای رفع تناقض ها و راه حل مسائلی است كه معمولا به وسيله روش های دیگر شناسائی و تا حدی تعريف شده اند ولی آن روش ها قادر به حل مسئله نیستند .
در اینجا به طور اجمال و به عنوان مثال بیان می شود که روش های دیگر چگونه مي توانند همراه با TRIZ به شكل سودمندی مورد استفاده قرار بگيرند.
۲-۱- حل خلاق مسئله (CPS ) با استفاده از روش بارش ذهنی
تکنیک بارش ذهنی ( یا طوفان فکری ) احتمالا یکی ازقديمی ترين روش های توليد ایده تاکنون شناخته شده می باشد كه توسط آسبورن و پارنز در دهه 1950 توسعه يافت. به طور کلی در این روش تلاش می شود مرحله توليد ایده از مرحله ارزيابی ایده تفكيك گردد . تکنیک مذکور به توليد ایده با كميت بالا بدون وجود مانع انتقاد اجازه کامل داده می شود . برای بهبود كيفيت ایده هائی كه توليد شده است ،از تكنيك های مختلفی استفاده می گردد .
تكنيك بارش ذهنی یا طوفان فکری ساده یا به عبارتی کلاسیک ، روشی است كه در آن از يك گروه به سادگی خواسته می شود با آزادی کامل و بدون هیچگونه محدوديتي هرگونه ایده یا راه حل احتمالی و حدسی خود را در باره موضوع یا مسئله ارائه نمایند . مکمل این روش استفاده از تكنيك های توليد ایده (انديشه پردازی) داراي ساختار بيشتر ، مانند مجموعه تکنیک های موسوم به « اسكمپر » است که شامل روش های جایگزینی ، تلقیق وتركيب ، تطابق دهی ، تغییر اندازه ، کاربردهای دیگر ، حذف و ترتیب دهی مجدد برای فعال سازی ذهن و اندیشه پردازی می باشد .
تكنيك مشهور دیگری موسوم به « 5 دبليو اچ » ( 5WH ) که شامل پرسش های ششگانه : چه كسی ، چه چيزی ، چرا ، چه موقع ، چه جائی و چگونه می باشد نيز براي تعريف بهتر مسئله استفاده می شوند. اساس این است که زاویه دید و نظرگاه به "بيرون از چهارچوب " متوجه گردد و توسعه یابد . تكنيك های از این قبیل روش های بسیار خوب و موثری برای فعال سازی ذهن و اندیشه پردازی می باشند ، اما به هرحال قابلیت های آنها محدود است و برای خیلی از موارد کافی نیست .
استفاده از روش های TRIZ ( نظریه حل مسئله ابداعی ) به طور تلفیقی با تکنیک های فوق الذکر می تواند
اثر بخشی قابل توجهی داشته باشد . به عنوان مثال ، 40 اصل ابداعی آلتشولر، شبیه کاربرد تکنیک های اسکمپر ، می تواند برای فعال سازی ذهن و اندیشه پردازی مورد استفاده قرار گیرد .
روش حل خلاق مسئله وقتی به مرحله ارزيابی اندیشه ها و راه حل ها می رسد ، همواره توسط افراد گروه در باره تعدادی از آنها گفته می شود « فکر خوبی است » ، که این در واقع بیانگر آنست که يك تناقض تشخيص داده شده است و می توان به جدول ( ماتریس ) تناقض ها مراجعه نمود .
2-2- تكنيك شش كلاه و تفكر جانبي
ادوارد دبونو ، متخصص مشهور جهانی تفکر و خلاقيت ، چند روش مؤثر تفکر و حل خلاق مسئله را بر اساس جداسازی حيطه های تفكر و خروج از چهارچوب توسعه داده است .يكی از روش های او كه كاربرد بسيار گسترده ای دارد روش « شش كلاه تفکر » است. منظور از اين شش كلاه نمادین که دارای رنگ های آبی ، سبز ، قرمز، سياه، سفيد و زرد هستند جدا نمودن مرحله اندیشه پردازی از مرحله ارزیابی می باشد . چهار تا از اين كلاه ها با برخی ابزارهای اوليه TRIZ نوعی وجه اشتراک دارند .
نكته مهم روش اين است كه هر عضو گروه حل خلاق مسئله ، برای به حداكثر رساندن نتيجه يك مفهوم و مرحله و نه برای اتلاف انرژی در اثر انتقاد و منفي نگری ، همان كلاهی را بر سر دارد كه ديگران نيز در همان زمان پوشيده اند.
كلاه آبی در ابتدا برای توضيح خود مراحل جلسه استفاده می شود . كلاه قرمز برای اين است كه به شركت كنندگان اجازه دهد واكنش های احساسی خود را نسبت به عقايد و مفاهيم ، بدون اين كه الزاما نيازی به هيچ گونه منطق يا ابراز حقايقی ، مثل واکنش های "احساس قدرت و جرئت " باشد ، نشان دهند. اين دو كلاه همتای جدي در جعبه ابزار TRIZ ندارند.
كلاه سبز برای اين است كه ایده پردازی فراوان ، پرتكاپو و بدون انتقاد همه افراد را برانگیزد .
دبونو تكنيك هاي ديگری نیز مثل تكنيك « PO »( اظهار نظر شایدی در باره ایده ها ) و تكنيك
« فرض كنيد ..... » ارائه نموده است . استفاده مي شوند . تحت تأثير اين كلاه ،40 اصل ابداعی می تواند به شكل اتفاقی در مقابل مسئله به كار برده شود. اصول می توانند به عنوان محرك تفکر مورد استفاده قرار بگيرند. كلاه زرد برای اين استفاده می شود كه همه در این باره که در هر ایده چه چيزي خوب يا خوش بينانه است فكر كنند. ايده پردازی مجدد و تکمیلی می تواند انجام شود و برای توليد يك اندیشه خوب و حتی بهتر مورد استفاده قرار گيرد . كلاه سياه براي اين است كه همه به اين كه در باره هر ایده چه چيزی اشتباه است ، فكر كنند .اين کلاه بیانگر زمان انتقادهای فردی و گروهی است. طبق پیام كلاه سیاه ، خلاف فرايند تفكر و اصول TRIZ و جدول تناقض ها ، می تواند نگریسته شود . تفكر با كلاه سياه برای ايجاد اطمينان به اين كه گروه در باره همه مسائل بالقوه و اساسی در باره يك راه حل فكر كرده اند، مورد تأكيد قرار می گيرد و بسيار توصيه می شود . همچنین تفكر با كلاه سياه ممكن است از نگرانی در خصوص تناقض ها در عملكرد يا طرحی از يك محصول يا فرايند ناشی شود. نمودارهای نرم افزاری TRIZ می توانند به اين كه همه موارد مربوط به عملكرد موفق يك محصول يا سيستم نيز قابل استفاده است، اطمينان بدهند .
در تفكر با كلاه سفيد، سؤالي كه پرسيده می شود اين است كه « چه نوع اطلاعاتی برای ارزيابی آن ایده و راه حل مورد نياز است » . طبق اين كلاه ، TRIZ سؤالاتی در این باره كه چه صنايع يا فناوری های ديگری درگير حل همان مشكل هستند ، را مطرح مي كند و اطلاعات فنی در باره عملكرد يا طرح يك سيستم مي تواند مورد بحث قرار گيرد. علاوه بر اين ، وادار كردن گروه به تفكر در باره منابع موجود و در دسترس برای رسيدن به نتيجه مورد نظرشان می تواند در اينجا ايفای نقش نماید .
* * *