بسم الله الرحمن الرحیم

       خلاقیت شناسی جامعه شناختی ( بخش اول )

 * (  این مطلب ، برگرفته  بخشی از یکی از  طرح های مطالعاتی گروه پژوهشی خلاقیت شناسی جامعه شناختی                                  پژوهشکده علوم خلاقیت شناسی ، نوآوری و  TRIZ  بوده است ، که قسمتی از آن در قالب مقاله ای با همین عنوان  نوشته دکتر سید مهدی گلستان هاشمی در مجله رشد آموزش علوم اجتماعی (شماره 3 دوره 11 بهار 87 ) چاپ  شده است ) .

یکی از شاخه ها یا گرایش های تخصصی علم میان رشته ای و چند رشته ای خلاقیت شناسی ، شاخه ای است که نگارنده آن را به فارسی با عنوان :             «خلاقیت شناسی جامعه شناختی » نامیده و در مقالات انگلیسی خود ، اصطلاح  Sociological Creatology  را برای آن به کار برده است .

خلاقیت شناسی جامعه شناختی ، عبارت از مطالعه فرایند ها و پدیده های خلاقیت و نوآوری از جنبه ها یا رویکرد جامعه شناختی است . این شاخه تخصصی عبارت از

« جامعه شناسی خلاقیت و نوآوری » یعنی مطالعه خلاقیت و نوآوری از دیدگاه جامعه شناسی ، شامل بررسی ابعاد اجتماعی خلاقیت و نوآوری و جنبه های تعاملی آنها می باشد (گلستان هاشمی ، 1382).

 

پژوهشگران متعددی در این حوزه کار نموده اند . کلوم گیلفیلان( Colum Gilfillan ) نویسنده کتاب " جامعه شناسی اختراع " منتشره سال 1935 را  شاید بتوان      یکی از پیشگامان این رشته دانست . او اختراعات زیادی را از جنبه های اجتماعی مورد مطالعه قرار داد  و در کتاب خود " 38 قاعده اجتماعی برای اختراع " بیان نمود .

در باره تاثیر اختراعات در جامعه ، گیلفیلان در کتابش به عنوان مثال اظهار می دارد

تغییر در خانواده به میزان زیادی به خاطر بکارگیری نیروی بخار و ابزارهای فلزی

و ابداع داروهای ضد بارداری بوده است (گیلفیلان ، 1935) .

از پژوهشگران فعلی به عنوان مثال افرادی همچون جرو ( Gero) ، سوسا (Sosa)  و

ساندرز(Sanders) قابل ذکر هستند .

یکی از رویکرد های مورد توجه در مطالعات خلاقیت شناسی جامعه شناختی ، رویکرد مبتنی بر تعامل فرایندهای خلاق و مولد فردی یا فرایندهای ارزیابانه گروه   می باشد .

بر اساس این رویکرد ، خلاقیت و نوآوری به عنوان یک ساخت اجتماعی (ساندرز و جرو ، 2001) و یا یک قضاوت عمومی یا اجتماعی (گاردنر،1993) در نظر گرفته می شود . در این رویکرد ، افراد خلاق و نوآور نه بصورت مجزا بلکه در تعامل با محیط فیزیکی و اجتماعی دیده می شوند .

 افراد خلاق و نوآور تحت تاثیر عوامل و شرایط اجتماعی هستند یعنی قواعد و هنجارهای اجتماعی رفتار خلاق را تحت تاثیر قرار می دهند . از طرف دیگر نوآوری ها موجب تغییر عوامل و شرایط اجتماعی می شوند .  طراحی خلاق و نوآوری ها یکی از عوامل بنیادی تغییرات اجتماعی هستند (جرو ،1996).

 

3-1- تعریف خلاقیت و نوآوری از دیدگاه خلاقیت شناسی جامعه شناختی :

 

هر چند در دیدگاه خلاقیت شناسی روانشناختی ، خلاقیت ( (Creativity با بیان هائی همچون فرایند تولید اندیشه های نو و مفید یا فرایند پردازش خلاقانه اطلاعات     تعریف می شود و نوع خاصی از تفکر به نام تفکر خلاق دانسته می شود ، ولی

ازبرخی دیدگاههای خلاقیت شناسی جامعه شناختی ، خلاقیت مجموعه ای از فرایند های مکمل دانسته می شود که شامل پذیرش یک راه حل از سوی مردم ، نام گذاری توسط متخصصین و فهمیدن و به رسمیت شناخته شدن از سوی همکاران می باشد (سوسا و جیرو ، 2004) .

از لحاظ خلاقیت شناسی جامعه شناختی ، نوآوری (Innovation) به عنوان نشر یک        راه حل در میان جامعه پذیرنده آن تعریف می شود (راجرز،1995).

 

3-2- نقش خلاقیت و نوآوری دررشد و توسعه اجتماعی :

 

بررسی ها نشان می دهد هرقدر جامعه ای ابداعات ، اختراعات و پدیده های خلاق بیشتری تولید نماید ازامکانات و رفاه بیشتری برخوردارمی گردد ، مسائل بیشتری حل می شود  و رشد و توسعه افزونتری  می یابد . بنابر این خلاقیت و نوآوری ملی  یکی از موضوعات بسیر مهم می باشد وبا ایجاد جامعه خلاق و نوآور ( شامل فرهنگ خلاق و نوآور) تحقق می یابد .

نتایج مطالعات بیانگرآنست که جوامع یا فرهنگ ها و تمدن هائی که رشد یافته تر،

 پیشرفته ترو بالنده تر بوده اند جوامع خلاق و نوآوری بوده  و خلاقیت و نوآوری ملی بیشتری  داشته اند (گلستان هاشمی ،1382به نقل از ماگیاری بک ،1999).

جامعه خلاق و نوآور دارای فرهنگ خلاق و نوآور یعنی فرهنگ زمینه ساز ، مشوق ، پشتیبان و پرورش دهنده خلاقیت و نوآوری می باشند .

جوامع خلاق توانش خلاقیت و نوآوری بیشتری دارند و از دستاوردهای خلاق بیشتری

برخوردار می شوند . این نوع جوامع می توانند مسائل اساسی بیشتری را حل کنند

روش های موثرتر و کارامدتری برای رفع مشکلات مختلف زندگی بیابند و در مجموع

تمدن پیشرفته تری را ایجاد نمایند .